تبلیغات
وبلاگicon
گروه فیلم سازی و طراحی گرافیك كلاكت

گروه فیلم سازی و طراحی گرافیك كلاكت
تفکر خلاق،اجرای حرفه ای 
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی
چطور تصویربرداری کنیم؟

حالا که نورپردازی را تمام کردید می رویم سراغ تصویربرداری.
امکان دارد در فیلم شما یک یا چند پلان کروماکی وجود داشته باشد. طبیعتا حجم پایینی از فیلم شما کروماکی خواهد بود. امکان دارد فیلمتان را با یک دوربین هندی کم معمولی گرفته باشید .بهتر است برای نماهای کروماکی تان - که شاید یک نصفه روز وقت بگیرد - کمی خرج کنید و دوربین بهتری بگیرید. یک دوربین مینی دی وی 170 یا XL1s یا XL2 یا DVX100 برایتان مناسب است. قیمت اجاره یک روزش می شود حدود 17 هزار تومان. یک وقت به سراغ HDV ها نروید که هیچ فرقی برایتان در کروماکی نمی کند و کادر و سیگنالش هم متفاوت است. (اگر کل فیلم را HDV گرفته اید طبیعتا کروماکی را هم باید HDV بگیرید.) در هر صورت فرقی نمی کند. چه با یک دوربین نیمه حرفه ای یا یک دوربین خانگی. مهم این است که حداقل DV باشد.

قبل از هر کاری حتما تصویرتان را وایت بالانس کنید. این مهم است که رنگ ها دقیقا درست ضبط شود. وایت بالانس را بعد از اتمام نورپردازی و بر مبنای سوژه انجام دهید.
شاتر دوربین در حالت عادی 50 است. برای کروماکی شاتر را ببندید. 125 یا 250 خیلی مناسب است. اینطوری حرکت سریع سوژه مات نمی شود. در کروماکی گرفتن این کار باعث می شود تا سوژه و رنگ پرده با هم ادغام شوند. مثل وقتی که در عکاسی با سرعت پایین عکس می گیریم و سوژه در فریم مات می شود.
دیافراگم را بر مبنای شاتر تنظیم کنید. وقتی شاتر را می بندید طبیعتا دیافراگم را باید باز بگیرید. هر چقدر بازتر بهتر است. چون پرده محو تر و یکدست تر خواهد شد. (سوژه را حداقل 2 متر یا بیشتر جلوتر از پرده گذاشته اید دیگر؟!)
هیچ افکت تصویری و افزایشگر دیجیتال به تصویر اضافه نکنید. Gain حتما صفر باشد.
اندازه قابتان را همینطوری نبندید. بدانید که دقیقا سوژه در تصویر نهایی چه نسبتی با کادر اصلی دارد. یک کلوز آپ در نهایت و با اضافه شدن تصویر ، باید با لنز واید گرفته شود یا نرمال یا تله؟. این خیلی مهم است که تصویر زمینه و تصویر سوژه از نظر فاصله کانونی با هم منطبق باشند. البته اهمیتش ربطی به کروماکی ندارد و یک بد سلیقگی یا حواس جمعی تکنیکی - آرتیستی است.


تدوین کروماکی

واقعا نمی توانم الان بگویم در هر نرم افزار چطور تدوین کروماکی بگیرید. اگر کروماکی گرفتید و رسیدید به تدوین ، ( البته همه نرم افزار ها را واقعا نمی دانم. اما در مورد Avid Studio ، Avid Liquid ، EDIOS ، Final cut pro ، Video Toster ، Premier ، UOLID Video Impact ، Velocity ، After Effects ، Composition ، Commotion Effects )
آنچه در همه این نرم افزارها مشترک است ، نحوه کار با کروماکی است. ابزار ها خیلی شبیه هم هستند . حالا بعضی ها حرفه ای ترند. هرچقدر نرم افزار در کروماکی قوی تر باشد ، کروماکی بهتری می گیرید.
هم نرم افزار های تدوین و هم نرم افزارهای تروکاژ (VFX) می توانند کروماکی بگیرند. نرم افزار های تروکاژ خیلی بهتر کروماکی میگیرند. اما کار با آنها برایتان سخت است.
ابزار کروماکی را در قسمت VFX یا FX پیدا می کنید. امکان دارد نرم افزار شما پرده آبی و سبز را جدا کرده یا همه ابزار کروماکی را در یک قسمت جمع کرده باشد. به هر حال وارد محیط کروماکی شوید.
وقتی تصویرتان را (که مسلما با FireWire کپچر کرده اید و 25mbs است و یک ساعتش می شود 12 GB ) در محیط کروماکی باز کنید ، به طور اتوماتیک رنگ آبی یا سبز شما حذف می شود. رنگ کروماکی حالا خودش را جای یک محیط ALFA می دهد. حالا شما در آن ALFA هر تصویری بگذارید ، به جای رنگ خواهید دید. دقیقا مثل قسمت های خالی یک تصویر در فتوشاپ که لایه پایینی اش را نشان می دهد. (باید یا Blue Screen را انتخاب کنید یا Green Screen)

چند اتفاق ممکن است بیفتد:
-امکان دارد همه بکراندتان اتوماتیک حذف شود و فقط سوژه بماند. آفرین شما , برنده شدید!. (البته راحتتان کنم ، هیچ وقت همان اول رنگ به طور کامل حذف نمی شود. ما به صورت تجربی کروماکی گرفته ایم نه در استودیو و با سیستم های چند ده میلیون تومانی)

-امکان دارد بخشی از رنگ به همراه بخشی از بدن سوژه حذف شود. (مگر نگفته بودم که در انتخاب لباس ها و نور سوژه دقت کنید!)

-امکان دارد جز چند پیکسل مابقی تصویر حذف نشود.

در حالت دوم و سوم ، شما باید به سراغ ابزار کروماکی بروید.
یکی از ابزار مفید Trashold است. با استفاده از این ابزار می توانید دامنه سیگنال رنگ را کم و زیاد کنید.
ابزار بعدی Luma cutoff است. این ابزار تتمه نور قاطی شده با رنگ را می گیرد و رنگ را خالص می کند
ابزار دیگری هم هست به نام Smooth که البته در نرم افزارهای حرفه ای تر پیدا می شود. این ابزار رنگ آبی یا سبز (یا هر رنگی) را پایه می گیرد و کل پرده را به آن رنگ در می آورد و یکدست می کند.
LINEAR KEY هم می تواند حاشیه های ادغام شده با سوژه را حذف کند. هر چقدر شاتر بسته تر و بک لایت بهتری گرفته باشید ، این ابزار بهتر عمل می کند. حتی در صورت رعایت اینها شاید نیازی به آن نباشد.
ابزار های دیگری هم هست که حرفه ای تر و مخصوص YUV است.

آنقدر باید با درجه این ابزارها ور بروید تا کروماکی کامل شود. امکان دارد در نهایت نتوانید تصویر درست بگیرید و حاشیه سوژه دندانه دار شود. این یعنی رنگ و نور کروماکی درست نبوده یا به هر حال دوربینتان در مورد رنگ کم آورده. تنظیمات را کنسل کنید و وارد محیط رنگ نرم افزار تدوینتان شوید و سعی کنید با بالا و پایین کردن نسبت رنگ ها ، رنگ کروماکی را درست کنید. امکان دارد رنگ و نور سوژه هم به هم بریزد که فعلا مهم نیست. سعی کنید رنگ و نور پرده را هر چه می توانید یکدست تر کنید. حالا دوباره تنظیمات کروماکی را انجام دهید. قطعا بهتر خواهد شد. بعد از حذف کروماکی ، دوباره به محیط رنگ بروید و حالا نور تصویر را (که دیگر فقط نور سوژه است) به حالت اول برگردانید. اینطوری به کامپیوتر کلک زده اید.
حتی در پروژه های حرفه ای هم گاهی اوقات کروماکی درست از آب در نمی آید. در این مواقع هرچقدر با نرم افزار حرفه ای تری کار کنیم ، نتیجه بهتر است ، چون ابزار کامل تر است.
برای یک ویدئو کلیپ که مدیر تصویربرداری بسیار حرفه ای و معروفی هم داشت ، یک اتاق را 9 بار رنگ آبی زدند ، اما باز نتیجه در کروماکی خوب نبود. (با وجود اینکه کروماکی را با بتاکم گرفته بودند) من که تدوینگر و مدیر تروکاژ کلیپ بودم از 3 نرم افزار استفاده کردم و نشد. در نهایت پلان های کروماکی را در After effects درست کردم که زحمت زیادی هم برد. اگر به هیچ وجه نتوانستید تصویر کروماکی درست را بگیرید ، خیلی ناراحت نباشید. زحماتتان به باد نرفته. فقط شاید مجبور شوید گرفتن کروماکی را به یک استودیو بسپارید و هزینه اش را بدهید. اما در 70 درصد موارد می توانید با یک دوربین نیمه حرفه ای (مثل 170) کروماکی خیلی تمیز بگیرید. اینجوری مجبور نمی شوید 3 برابر پول اجاره یک روز دوربین را برای حذف کروماکی در یک استودیو خرج کنید. خیلی از کروماکی های صدا و سیما را با دوربین های معمولی DV می گیرند و تازه خیلی از موارد نورپردازی و تصویربرداری را هم انجام نمی دهند. اما نتیجه رضایت بخش می شود.

کروماکی می تواند دامنه تجربیاتمان را در فیلم های تجربی و کوتاه گسترده تر کند. حتی افق خیالمان را هم در فیلمها بازتر می کند. فقط باید بدانیم دقیقا چه استفاده ای می شود از آن کرد. نکات فنی اش را تا آنجا که می توانستم گفتم. ریزه کاری های آرتیستی اش

نکته اساسی برای نورپردازی کروماکی

با افزایش کاربرد نرم افزارهای ادیت و جلوه های ویژه، این روزها استفاده از کروماکی، بیشتر از قبل متداول شده است. استودیوهای کوچک و بزرگ همواره پذیرای گروهی هستند که برای ساخت فیلم های تبلیغاتی، ضبط پلاتو و حتا فیلم های داستانی و مستند از پرده های آبی و سبز استفاده می کنند.
اما نتیجه همیشه خوشایند نیست. هنوز می توان بسیاری از تدوینگران و اپراتورهای جلوه های ویژه را دید که به سختی تلاش می کنند تصویری را جایگزین پرده سبز یا اّبی فیلم کنند، اما سایه های اضافه، خوردگی کاراکترها و مهم تر از همه عدم جداسازی موفق پرده آبی یا سبز باعث سرخوردگی آن ها است.
حال آن که شاید در درجه اول مشکل به درون استودیو برمی گردد. استفاده از پرده های نامناسب، عدم استفاده از nodeهای حساب شده برای پلان های حرکتی و نیز عدم رعایت اصول نورپردازی از عمده ترین مشکلاتی است که یک گروه غیرحرفه ای را در نهایت با کاری غیر استاندارد روبه رو خواهد کرد. هرچند نرم افزارهای حرفه ای مثل shake امکان برطرف کردن این ایرادات را تا حدی در اختیار اپراتور قرار می دهند، اما چرا زمانی که می توان با نورپردازی اصولی به نتیجه ای بهتر رسید، از اول آن ها را رعایت نکنیم؟


در ادامه ی این مطلب به چند نکته کلیدی در این زمینه اشاره خواهد شد.
 

1. سوژه ی خود را حداقل در فاصله 3 متری پرده قرار دهید. فاصله ی 4 تا 5 متر آرمانی است، اما به فضای جداشونده ی بیشتری نیاز خواهید داشت. به عبارت دیگر باید با در نظر گرفتن طول و عرض پرده آبی یا سبز نسبت به محاسبه فضای کروماکی اقدام کرد. توجه داشته باشید که در هنگام محاسبه این فضا باید حرکات احتمالی دوربین را نیز در نظر بگیرید. نکته دیگر این که بعضی از همکاران بدون توجه به امکانات نرم افزار، فکر می کنند که باید تمام محیط قابل تصویربرداری را با پرده آبی یا سبز پوشاند. این موضوع آرمانی است، اما تنها نکته مهم در این میان قرار گرفتن سوژه در محیط کروماکی است. فضاهای غیراستفاده ای که در تصویر دیده خواهند شد، به وسیله نرم افزار به راحتی قابل حذف هستند.

2. دوربین را تا حد امکان دور از سوژه قرار دهید. این مساله به ویژه در زوایای محدود لنز تاثیر خود را نشان خواهد داد. به این ترتیب پرده سبز یا آبی خارج از فوکوس خواهد بود و در نتیجه چین و چروک های احتمالی پرده کمتر دیده خواهد شد. این چین و چروک ها چند مشکل دارند که مهمترین آن ها، یکی عدم یک دستی انعکاس نور از آن خواهد بود و دومی ایجاد سایه های ناخواسته.

3. بعضی از همکاران گمان می کنند که با پرنور کردن فضا و یا دادن نور زیاد روی پرده، جلوی سایه های اضافی را خواهند گرفت و نیز key کردن سوژه را سهولت خواهند بخشید. اما نورپردازی باید کاملن منطقی و با برنامه باشد. برای مثال اگر فاصله کانونی را روی 2.8 قرار دهیم، بر عمق میدان تاثیر گذاشته ایم و در نتیجه بی نظمی های پرده را حذف کرده ایم. (اما در ضمن باید توجه داشت که نوع جنس پرده در تعیین f-stop ما تاثیرگذار خواهد بود. گاهی جنس پرده باعث خواهد شد که با فاصله کانونی کمتر، تصویر ما over expose شود.) نکته مهم دیگر این که اگر تعداد چین و چروک های پرده بیش از حد انتظار باشد، باید f-stop را برای مثال به سمت 8 یا حتا 11 ببریم. آرمانی نیست. اما چاره دیگری نداریم.
به عنوان یک پیشنهاد، توصیه می کنم تیم جلوه های ویژه با حضور در محل تصویربرداری، یک شات را در لحظه، روی لپ تاپ ریخته و همان جا عمل کروماکی را انجام دهند. این کار شبیه چاپ پله ای در عکاسی خواهد بود. با نور ثابت، چند شات را با f-stop هایی که فکر می کنید به کارتان می آید، امتحان کنید. نکته مهم و غیرقابل فراموشی آن که حتمن و حتمن مانیتور لپ تاپ را باید قبل از هرگوه عملی، در محیطی که قرار است کار کنید کالیبره کنید. در غیر این صورت تمام عمل تست بی فایده است.

4. اگر از پرده آبی استفاده می کنید، نور پروژکتورهای بک گراند را از فیلنر نارنجی یا زرد عبور دهید. دقت کنید که این فیلترها نباید خیلی تیره باشند. از کم رنگ ترین ها استفاده کنید. این کار باعث خواهد شد تا احتمال وجود رنگ آبی در موها یا لباس به صورت چشمگیری کاهش یابد. زیرا این backlight تکمیل کننده رنگ آبی شما خواهد بود و بعد از key کردن به صورت کاملن سفید به نظر خواهد رسید. کاغذ کالک هم خوب است.

5. اگر از پرده سبز استفاده می کنید، نور پروژکتورهای بک گراند را از فیلتر ماژنترا عبور دهید. (بعضی از دوستان تازه کار ماژنتا را با قرمز اشتباه می گیرند. لازم است دقت شود تا فیلتر ما ماژنترا باشد، آن هم ماژنتای 1/4 یا 1/2.)

6. اگر تصویربرداری دارید که علاوه بر تصویربرداری، به دوربین هم وارد است، از او بخواهید تا اشکالات احتمالی نور را توسط دوربین اصلاح کند. بدیهی است که این روش در صورتی کاربرد منطقی دارد که شما در حال پخش مستقیم یک برنامه زنده هستید. وگرنه، این ریسک را نکنید و خرده کاری ها را به اپراتور یا مسوول جلوه های ویژه محول کنید.

7. به شکلی صریح پیشنهاد می کنم تا پارچه های مختلف بازار را امتحان کنید و کار را به لحظه تصویربرداری محول نکید. اگر شما حرفه ای هستید، باید ابزار کار خود را بشناسید. انواع پارچه آبی و سبز را در بازار شناسایی کنید. آن هایی را که برای کارتان مناسب بودند، با ذکر نام کارخانه و کد رنگ آرشیو کنید. همیشه برای خودتان آلترناتیو داشته باشید. امکان استفاده از پرده های ارژینال آبی و سبز در ایران بسیار کم است و خود من تا همین چند روز پیش چنین پرده هایی را از نزدیک ندیده بودم! دقت کنید که پارچه انتخابی تان باید کلفت، 100% آبی یا 100% سبز باشد. نکته عجیب اما قابل توجه این که آبی 100% با سرمه ای فرق می کند! سرمه ای ترکیبی از آبی و مشکی و گاهی قرمز است. سعی کنید جنسی را انتخاب کنید که تا حد امکان ترکیب رنگی دیگری نداشته باشد. از استفاده از پارچه هایی که نور را منعکس می کنند اجتناب کنید.

8. نور را یکدست کار کنید. بر روی مانیتوری که مستقیمن به دوربین متصل است، نتیجه کار را چک کنید تا نور یک دست باشد.

9. Iris دوربین را روی manual mode بگذارید تا امکان عملیات دستی داشته باشید. اینجاست که یک تصویربردار حرفه ای حکم ناجی را برای شما خواهد داشت.

10. قبل از شروع تصویر برداری، white balance را فراموش نکنید.

11. قبل از شروع تصویربرداری، فاصله کانونی را بر روی کاغذ کاملن سفیدی نوشته و از آن تصویر بگیرید، زیرا یک اپراتور حرفه ای در هنگام key کردن تصویر به آن نیاز خواهد داشت. اگر کلاکت داشتید که چه بهتر اما کاغذ کاربرد دیگری دارد که در زیر به آن اشاره خواهم کرد.

12. نورپردازی را اول در مورد background انجام دهید. تنظیمات دوربین را که انجام دادید، این بار نورپردازی را بر اساس آن چه که در دوربین ثبت شده برای foreground انجام دهید. آن کاغذ سفید اینجا خیلی به درد می خورد. در همه حال، سفیدی آن می تواند برای شما به عنوان یک راهنما به کار رود. دقت کنید که در هنگام تنطبم نور forground با فاصله کانونی دوربین کاری ندارید. شما باید شدت نور ار توسط پروژکتوها تنظیم کنید.

این چند راه به همراه داشتن یک تصویربردار حرفه ای، یک مدیر جلوه های ویژه مطلع و یک منشی صحنه دقیق، به شما کمک خواهد کرد تا تصاویر بهتری را برای chromakey آماده کنید.


 


طبقه بندی: مــــقــالات،
برچسب ها: تدوین، کروماکی، نورپردازی، chromakey،
[ پنجشنبه 23 دی 1389 ] [ 02:20 ب.ظ ] [ کلاکت ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب